آذربایجان خود را به عنوان یک واسطه منطقهای معرفی میکند.. بازی انرژی و دیپلماسی در خاورمیانه
August 28, 202594 بازدیدهازمان مطالعه: 2 دقیقه

اندازه فونت
16
در یک تحول چشمگیر در نقش منطقهای خود، آذربایجان از واسطهگری خود بین اسرائیل و سوریه خبر داد و از توافقات استراتژیک انرژی با دمشق پرده برداشت، در زمانی که نفوذهای اسرائیلی در اراضی سوریه افزایش یافته است. رئیسجمهور آذربایجان، الهام علیاف، به نظر میرسد مصمم است کشورش را به یک بازیگر اصلی در معادلات پیچیده خاورمیانه تبدیل کند.
علیاف تأکید کرد که دیداری محرمانه بین مسئولان سوری و اسرائیلی در پایتخت باکو برگزار شده است، که این اولین بار از زمان سرنگونی نظام اسد در اواخر 2024 است. این واسطهگری در زمانی صورت میگیرد که مرزهای سوریه و اسرائیل شاهد نفوذهای مکرر هستند، جایی که ارتش اسرائیل تنها در ماه اوت چهار بار به استان قنیطره نفوذ کرده است.
علیاف از یک توافق چهار جانبه (آذربایجان-ترکیه-سوریه-قطر) برای تأمین گاز خبر داد، که مرحله اول آن در اوت با تأمین 3.4 میلیون متر مکعب در روز آغاز شده است. این توافق به عنوان شریان حیات برای اقتصاد آسیبدیده سوریه عمل میکند و درهای همکاری منطقهای گستردهتری را در زمینه انرژی باز میکند.
با تأمین مالی قطری، گاز آذربایجانی به سمت راهاندازی نیروگاههای تولید برق سوریه هدایت خواهد شد، که ممکن است به حل بحران مزمن برق که سوریها سالهاست با آن دست و پنجه نرم میکنند، کمک کند.
علیاف همچنین از آمادگی کشورش برای واسطهگری بین ترکیه و اسرائیل خبر داد، پس از اینکه قبلاً در حمایت از عادیسازی روابط بین آنها موفق بوده است. این پرونده یک چالش دیپلماتیک پیچیده در سایه اختلافات عمیق بین آنکارا و تلآویو به شمار میرود.
در یک اشاره غیرمنتظره، علیاف حمایت خود را از اعطای جایزه نوبل صلح به رئیسجمهور آمریکایی دونالد ترامپ اعلام کرد و او را به عنوان "رهبر خواهان صلح" توصیف کرد. این موضع نشاندهنده یک اتحاد غیررسمی بین باکو و واشنگتن در چندین پرونده منطقهای است.
با وجود آرزوهای آذربایجانی، این واسطهگری با چالشهای جدی مواجه است:
- عمق اختلافات تاریخی سوریه و اسرائیل
- ادامه نفوذهای اسرائیلی در اراضی سوریه
- پیچیدگی پرونده هستهای ایران و تأثیر آن بر منطقه
- موضع روسیه در قبال هر توافق منطقهای که منافع آن را تضمین نکند
واسطهگری آذربایجانی نمونهای جدید از دیپلماسی منطقهای را نمایان میسازد، جایی که کشورهایی که قبلاً به عنوان طرفهای ثانویه در نظر گرفته میشدند، به یک بازیگر اصلی در ایجاد صلح تبدیل میشوند. اما موفقیت آن به تواناییاش در عبور از اتحادهای سنتی و ایجاد معادلات جدیدی که به نفع همه طرفها باشد، بستگی دارد.